معانی و بیان!

خرید بک لینک
که شیشهها پایین و پرسهی بلند سیاوش قمیشی، آنجا که شونه به شونه میرفتیم تا آخرش و بعد نمیدانم باز نمنم بارون تو خیابون خیس و یاد تو هر تنگ غروب قمیشی و بعد باز قمیشی که تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره و حالا پرپر میزنم که دیگه نه غروب پاییز رو تن لخت خیابون و آخر هم شهیار قنبری و ترافیک مدرس و بعد صدر و لحظهها که زودتر میگذشتند  و حسرت اینکه چرا رسیدیم پس؟ معانی و بیان!...

ما را در سایت معانی و بیان! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: پنجشنبه 14 مهر 1401 ساعت: 5:01

انگار از یه جا به بعد دیگه نمیشه کسی رو اونجور که باید دوست داشت، ینی ممکنه بشه ها ولی نه اونجور که باید، نه اونجور شیفته و از خود بیخود و مجنون و فرهاد و دیوانه و کشتهمردهبودن و خالیشدن دل و تپیدنِ تند قلب و به دیده الماس اشک سفتن و چشم به راه خشک شدن و انتظارانتظارانتظارِ طولانی و اینا. دلت تنگ میشه ولی ته تهش میگی حیف دیگه، یه حیف بیجون که از سر بیعلاقگی و بیاهمیتی هم نیست حالا ولی دیگه تاب و تحمل اونجور سوگواری رو هم نداری؛ ولی حیف ها..  معانی و بیان!...

ما را در سایت معانی و بیان! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: پنجشنبه 14 مهر 1401 ساعت: 5:01

صفحه بندی